تبليغاتX
حضرت آیت الله مجتهدی تهرانی
افتادگی آموز اگر طالب فیضی...هرگز نخورد آب زمینی که بلند است
تسلیت... 

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

روز یکشنبه چهارم محرم ساعت یک بعدازظهر بود. تو حجره با طلبه ها نشسته بودیم سر سفره غذا می خوردیم. که یک دفعه یکی از طلبه ها در حجره را باز کرد و با حالتی پریشان گفت لباس مشکی بپوشید و بیایید داخل شبستان !!! خیلی خبر دردناکی بود. سفره را رها کردم و آمدم بیرون حجره صدای شیون و ناله و گریه از تمام مدرسه به گوش می رسید. وارد شبستان شدم و دیدم که طلاب همچون برگ های سرد و خشک زمستانی در محیط شبستان به صورت پراکنده نشسته اند و زانوی غم بغل گرفته اند. یکی از طلبه ها داشت قران می خواند. بعد از قران مدیر محترم مدرسه دکتر نصیری آمد و برای طلبه ها کمی صحبت کرد. از برنامه های دفن و کفن و غسل می گفت. گریه طلبه ها فضای شبستان را پر کرده بود. حتی خود دکتر نصیری هم به سختی صحبت می کرد. بعد از این برنامه با چند تا از طلبه ها به حجره برگشتیم و برای تسکین دلمان سخنرانی استاد را تو حجره پخش کردیم. انتظار بنده این بود که بچه ها با شنید استاد فقید خود باز هم گریه و زاری کنند. اما جالب این جا بود که سخنرانی های استاد مثل همیشه شیرین و جذاب بود. و خنده را بر لبان ما آورد. بگذریم...

مدتی بود که این وبلاگ را به روز نمی کردم. اما حالا بعد از فوت حضرت استاد ایت الله مجتهدی رحمه الله تصمیم گرفتم تا از این به بعد هفته ای یکبار وبلاگ را به روز کنم. تا شاید توانسته باشم گوشه ای از محبت های این استاد عزیز و پدر مهربان را جبران کرده باشم. و همچنین شما خوانندگان را از نصایح گرانقدر ایشان مطلع گردانم.

از نصایح استاد:

اگر چیزی را نمی دانی مثل شیر بگو نمی دانم:

اگر از تو سوالی یا مساله ای پرسیدند و جوابش را نمی دانستی با جرات و شهامت مثل شیر بگو نمی دانم و اگر به کسی اشتباهی جواب دادی سریع برو و آن را تصریح کن.

روزی شخصی از شیخ مرتضی زاهد رحمه الله مساله ای پرسید ایشان جواب دادند. وقتی به منزل رفتند فهمیدند اشتباهی جواب داده اند. همان موقع که قدری از شب گذشته بود به در منزل آن شخص رفته و جواب صحیح مساله را گفتند.
آن شخص گفت: این مساله که این قدر مهم نبود فردا می آمدید.
شیخ فرمود: از کجا معلوم شاید تا فردا زنده نباشم !

اللهم صل علی محمد و ال محمد

|+| نوشته شده توسط عبدالحیدر در دوشنبه یکم بهمن 1386 | موضوع:
عدالت خدا  
بسم الله

از مواعظ ایت الله مجتهدی در رابطه با عدالت خدا:

"یکی به خدا (بی غرض) گفت: همه کارهای تو خوبه ولی یک کار تو مشکل داره !

چرا گردو که کوچک است را به درخت آویزان کردی ولی کدو تنبل و هندوانه و طالبی را به یک بوته وصل کردی. اگر من جای تو بودم. طالبی و هندوانه را به درخت آویزان می کردم. 

در همین حال یک گردو از درخت افتاد خورد به صورتش و از صورتش خون آمد.

گفت: خدایا غلط کردم !!! اگر به جای این گردو کدو تنبل بود الآن سرم می شکست. و هر روز چند تا شهید داشتیم."

در همین رابطه ایشان فرمودند:

"در بیمارستان دکتر وارد اتاق می شود و ده بیست نفر مریض در اتاق خوابیده اند. دکتر دستور می دهد. برای یکی چلو کباب بیاورند. برای یکی قیمه . دیگری قورمه .  دیگری آبگوشت و دیگر آب دوغ خیار و.... آیا این مریض ها حق دارند اعتراض کنند که چرا به یکی این دادی و به دیگری آن. اگر مریض به دکتر اعتراض کند او را می برند امین آباد (تیمارستان). مریض ها از دکتر تشکر می کنند که مناسب حال آن ها غذا به آن ها داده و همچنین به دکتر پولهای بسیار زیادی هم می دهند.
روزی هم همینطور است یکی لیاقت دارد. یکی ندارد. یکی صلاحیت دارد یکی ندارد. نباید به خدا اعتراض کرد. "

نتیجه بحث اینکه خداوند عادل است و تمام کارهای او از روی حکمت می باشد. یعنی اگر کاری را انجام می دهد تمامی عواقت و فوائد آن را در نظر می گیرد. ما بندگان او که از این حکمت و عدل برخوردار نیستیم نباید از کارهای او شکایت کنیم. بلکه باید راضی به قضای الهی باشیم.

|+| نوشته شده توسط عبدالحیدر در چهارشنبه سی و یکم مرداد 1386 | موضوع:
تکبر 
بسم الله الرحمن الرحیم

حاج اقا مجتهدی حفظه الله میفرمودند:

"اقای آخوند از اقای نخودکی خواست که او را موعظه کند. اقای نخودکی گفت:

مرنج و مرنجان

آقای آخوند گفت مرنجان را فهمیدم یعنی کسی را اذیت نکنم. ولی مرنج یعنی چی ؟ چطور میتوانم ناراحت نشوم. مثلا وقتی بفهمم کسی مرا غیبت کرده یا فحش داده چطور نباید برنجم

اقای نخودکی گفت: علاج آن است که خودت را کسی ندانی. اگر خودت را کسی ندانستی دیگر نمی رنجی."

بلی دوستان اگر ما خودمان را دارای عزت و مقام خاصی در این دنیا ندانیم. و در برابر خداوند خودمان را هیچ بدانیم دیگر هیچگاه از سخن دیگران ناراحت نخواهیم شد.

اللهم صل علی محمد و ال محمد

|+| نوشته شده توسط عبدالحیدر در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 | موضوع:
آغاز وبلاگ ایت الله مجتهدی تهرانی 
بسم الله الرحمن الرحیم

سلام علیکم

این وبلاگ را تقدیم می کنم به استاد عزیز حضرت ایت الله مجتهدی تهرانی دامت برکاته.

در این وبلاگ قصد داریم تا با سخنان و حکایات اخلاقی ایشان بیشتر آشنا شویم. انشاالله.

اللهم صل علی محمد و آل محمد

اللهم العن الجبت و الطاغوت

افتادگی آموز اگر طالب فیضی....هرگز نخورد آب زمینی که بلند است

|+| نوشته شده توسط عبدالحیدر در سه شنبه بیست و سوم مرداد 1386 | موضوع:
بالا